نسبت های طلایی در نستعلیق

نسبت هاي طلايي در نستعليق

جواد بختیاری معتقد است که با توجه به رعایت نسبت های طلائی در خط نستعلیق، این هنر ایرانی شاهکار هنرهای عالم است.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني خوشنويسي ايران،جواد بختیاری، خوشنویس، نقاش و استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار ايلنا، گفت: نستعلیق هنری است که در عالم هستی یکتاست. هنر 1400 ساله ایران بعد از اسلام، توجه به دنیای درون از نگاه بیرونی است که هنر ایران را به سمت هنری آبستره پیش می برد. در این دوره هنر ایران به ویژه خوشنویسی و نقاشی قائم به ذات خود است.

وی ادامه داد: جامعه ما سرشار از استعدادهای درخشان است و همت همه ایرانی ها چه افراد دولتی و چه غیر دولتی باید در راستای بارور کردن و احترام گذاشتن به این استعدادها بسیج شود.

بختیاری بیان کرد: هنرهای تجسمی ایران بعد از قرن اول هجری به سمت انتزاعی شدن می رود و بر استعاره های درونی تکیه می زند ولی در قرن هشتم و نهم هجری خطی در ایران ابداع می شود که در حقیقت هنری بی بدیل است.

وی دلیل این بی بدیلی نستعلیق را توجه به نسبت های طلائی دانست و اظهار کرد: انسان در هیج زمان در تاریخ بشری نتوانسته هنری درست کند که کاملا” مبتنی بر رعایت نسبت های طلائی باشد. این نسبت ها اساس زیبائی شناسی جهان هستی است.

وی خواستار بازگو شدن ارزشهای والای این هنر شد و اضافه کرد: نه در موسیقی، نه در تئاتر، نه در معماری و نه در هیچ هنر
دیگری دقت و ظرافت هنر نستعلیق وجود ندارد و این یک ویژگی منحصر به فرد است.

این استاد دانشگاه در ادامه به توضیح در مورد نسبت های طلائی پرداخت و بیان کرد: اساس زیبائی شناسی جهان هستی از گل آفتابگردان تا کهکشان راه شیری با این نسبت ها ارتباط دارند. این نسبت ها پنج هزار سال است که در یونان و مصر باستان شناخته شده و آنها را به کار بسته اند.

وی خاطر نشان کرد: “فیبوناچی” دانشمند و ریاضی دان ایتالیایی در قرن پانزدهم میلادی یک ردیف عددی مطرح می کند. این اعداد 1، 2، 3، 5، 8، 13، 21 و … هستند که هر عدد جمع دو عدد ماقبل خود است و بین آنها رابطه ای جالب وجود دارد که این رابطه حتی در گل آفتابگردان نیز وجود دارد.

وی افزود: با یک سری تحلیل های ریاضی در مورد رابطه بین این اعداد به عدد 618/1 می رسیم که جالب است بدانید این عدد و رابطه بین انها که به رابطه “نسبت 10 به 6 ” معروف است در بینهایت موجود هستی وجود دارد حتی در تخمه های گل آفتابگردان و یا بدن انسان.

وی به توضیح در مورد رابطه نستعلیق و نسبت های طلائی و نیز عدد 618/1 پرداخت و خاطر نشان کرد: خط نستعلیقی درست است که زاویه قلم نگارنده آن 5/63 درجه باشد که این زاویه مبین درجه ای همان نسبت 10 به 6 است.

این استاد خوشنویسی، نستعلیق نویسی را موفق دانست که به این نکته حیاتی هنر خوشنویسی و نستعلیق توجه کند و ادامه داد: این یک قانون است که اگر زاویه قلم خطاطی که نستعلیق کار می کند، 5/63 درجه نباشد، امکان ندارد بتواند کلمه ای را درست و کامل بنویسد البته حفظ این زاویه در امتداد خطاطی نیز بسیار مهم است.

وی به ارائه مثال هایی در این زمینه پرداخت و گفت: قدمای نستعلیق ایران حسی این کار را می کردند و در ناخودآگاه خود این زاویه را به دست آورده بودند به عنوان مثال بهترین نمونه رعایت این قانون “میرزا غلامرضای اصفهانی” است ولی استادی چون “میر عماد” در برخی خط هایی که نوشته است، این قانون را رعایت نکرده که به همین دلیل حدود 30 درصد از کارهایش قابل قبول نیست.

وی افزود: به عنوان مثال حرف ” د ” اگر خوب و کاملا” قانونی نوشته شود نسبت 618/1 بین دو طرف آن رعایت شده است و یا در حرف ” ن ” درست و کامل نستعلیق نسبت 10 به 6 حتی در عمق گودی این حرف رعایت می شود.

بختیاری به پی ریزی اساس نستعلیق بر مبنای همین جریان اشاره کرد و گفت: در هیچ پدیده هنری در دنیا این اتفاق نیفتاده است. نستعلیق نویسان گذشته که البته هیچ آشنایی با این نسبت های طلائی نداشتند و تنها با حس زیبائی شناسی خود به این نسبت ها رسیدند، را باید ستود.

وی وجود نسبت طلائی در ساختارسازی نستعلیق را نیز متدکز شد و بیان کرد: نسبت طلائی نستعلیق تنها در حروف نیست بلکه در دوره صفویه به ساختارسازی نستعلیق نیز رسوخ کرد و ماندگار شد ولی متاسفانه هرچه از گذشته ها فاصله می گیریم از توجه به این نسبت ها در نستعلیق کاسته شده است.

وی قسم یاد کرد که اگر یک استعداد متوسط با یک آموزش متوسط خطاطی همراه شود، به شرط رعایت نسبت های طلائی یک خوشنویس ممتاز بسیار خوب خواهیم داشت.

این هنرمند خوشنویس با اشاره به تاريخ سالي كه وی براي نخستين بار به كشف این رابطه نائل شد، اظهار داشت: وقتی در سال 67 این رابطه ها را کشف کرده و آنها را مطرح کردم با توطئه سکوت روبرو شدم زیرا برخی معتقد بودند که چرا باید یک خوشنویس و مدرس جوان مانند بختیاری این رابطه ها راکشف کند!.