پیدایش خط

از زمان پیدایش خط نستعلیق، که به دلیل اینکه رسم الخط منحصر به فرد فارسی کنونی است، بر تارک همه خطوط می درخشد، افراد زیادی برای رشد و اعتلای آن کوشیده اند و در این راه حتی از جان خویش دریغ نورزیده اند. در میان این افراد، میر عماد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و علاقه مندان این رشته هنری، بی شک یکی از درخشان ترین ستاره های آسمان هنر این مرز و بوم و از پهلوانان عرصه خوشنویسی است، شیوه ای را پایه گذاری نمود که در نوع خود یکی از کاملترین شیوه هاست.

ولی با گذشت زمان، این شیوه آرام آرام رو به انحطاط گذاشته و این سیر قهقرایی تا به امروز ادامه داشته است که اصلی ترین عوامل آن از این قرارند:
1- دشوار بودن اجرای اصول این شیوه برای کسانی که در صددند تا با صرف وقت کمتر به مطلوب خویش برسند.
2- پیدایش صنعت چاپ و لزوم کاربردی تر شدن هنر خوشنویسی، در دوره ای بخصوص.
3- مفهوم نبودن ادبیات به کار رفته در نوشته های آموزشی به جای مانده از واضع آن میر عماد و به روایتی باباشاه آن هم فقط در چند صفحه که سبب شد بجز برخی از شاگردان بلاواسطه ایشان، هیچ کس نتواند در اجرای این شیوه به استقلال برسد.معدودی نیز که از پیروان بعدی او بودند، فقط در تقلید جزء به جزء برخی از آثار هنریش به او نزدیک شدند که این نیز از نظر هنری ارزش زیادی ندارد.
4- با توجه به اینکه در گذشته، استادکارانی ماهر مرکب و کاغذ دست ساز مخصوص خوشنویسی را آماده می کرده اند به مرور و با صنعتی شدن جامعه، ساخت این مصالح به تدریج منسوخ و امکان دسترسی به این ابزار مناسب، که نقشی کلیدی در خوشنویسی دارند، دشوارتر شد.
نگارنده، ضمن ادای احترام به همه استادان بزرگ این هنر جاودان، از همان آغاز کار هنری خود و به دلایلی که از حوصله این نوشته بیرون است، شیوه میر عماد را بهترین شیوه نستعلیق ارزیابی کرده و تلاش نموده که در حد توان خویش در راه اعتلای بیشتر آن گام بردارد. پس از آن و با توجه به دشواری آموزش این شیوه برای مبتدیان، تلاش نموده تا با زبانی ساده، بنیادی ترین شاخص های زیبایی آن را تدوین نماید.
همان گونه که پیش از این گفته شد، یکی از مهمترین دلایل کنار رفتن شیوه میر عماد، نبودن روشی منسجم در تحصیل کلیات و ظرایف آن است. کمبود پیشینه تحقیق علمی و روش شناسی در فرهنگ و هنرما و دست زدن به روشهای تکراری و ثابت و ادبیات غیر علمی در تعلیمات سبب شد تا این شیوه علی رغم داشتن ظرفیتی بسیار غنی، همچنان مهجور بماند.
به نظر می رسد که شیوه میر عماد دارای چهار اصل کلی است که سه تای آنها اصول اولیه و غیر قابل تغییر و یکی نیز اصل ثانویه است که تغییرات تازه را می توان در گستره آن انجام داد.

اصول اولیه

صافی: این کیفیت که با تمرین فراوان به دست می آید سبب می شود که خط، کمترین لرزش را داشته باشد. در حقیقت، خطاط با صاف نویسی، قدرت خویش را نشان می دهد.
تدریج: کیفیتی است که بر اساس آن بیننده در خط، شکستگی نمی بیند. بنا براین اصل، رسیدن از پهن ترین بخش به نازک ترین بخش هر حرف یا کلمه( مانند انتهای دوایر) باید به تدریج صورت گیرد.
اتصال: در هنگام نوشتن کلماتی که از چند حرف متصل به یکدیگر تشکیل شده اند و همچنین حروفی مانند( ص، ط، ه و …) که در آنها فضای بسته پدید می آید، اتصال حروف و کلمات باید حتماً حفظ شود.

اصل ثانویه

تناسب: خوشنویس باید تناسب حروف، کلمات و سطرها را بر اساس سلیقه خود حفظ کند. این اصل، دست ما را برای انجام تغییراتی در نحوه نگارش خط نستعلیق باز می گذارد( مانند ضخامت گوشت قلم).
یکی از زیر مجموعه های تناسب در نستعلیق، کرسی خط است. معنای تحت الفظی کرسی، مکان جای گرفتن است. تا آنجا که نگارنده بررسی کرده است، بسیاری، کرسی خط نستعلیق را یک خط راست افقی در نظر می گیرند. این تعریف از کرسی ممکن است که برای آموزش تک حرفها و کلمات منفرد به هنرجویان مبتدی(آن هم تا حدودی) پذیرفتنی باشد، ولی در مورد سطرنویسی و چلیپا نویسی، موضوعیتی بنیادین ندارد.به اعتقاد نویسنده، کرسی نستعلیق ، بویژه میر عماد از قواعد پیچیده تری پیروی می کند که رعایت دقیق آنها باعث می شود تا یک حرف، کلمه، سطر یا چلیپا زیبا تر به نظر برسد. در این شیوه کرسی هر حرف یا کلمه یک خط راست یک بعدی نیست بلکه سطحی دو بعدی است که حروف یا کلمات در درون آن جای می گیرند.
در این نوشته که گوشه ای از پژوهش نگارنده در مورد نقش کرسی در زیبایی شناسی شیوه میر عماد است، تلاش شده تا با زبانی همه فهم، روشن و در عین حال ساده اصول کلی کرسی خط بیان شود.
گفتنی است که تمامی دلایل و شواهد گفته شده، نظر شخصی نویسنده است و اگرچه پاره ای از آنها را از گفته های پراکنده دیگران گردآوری نموده، ولی بخش عمده آن را با پژوهش در برخی از آثار میر عماد به دست آورده و در اینجا به عنوان پیشنهادی نو برای آموزش ساده خط نستعلیق به شیوه میر عماد عرضه می شود.
در پایان، با توجه به تازگی بحث و احتمال خطاهای اجتناب ناپذیر، از هر گونه پیشنهاد و انتقادی با کمال میل استقبال می کنم.

نقطه‌گذاری

امروزه در بیشتر کلاس‌های خوشنویسی، نقطه‌گذاری یکی از اصلی‌ترین پایه‌های آموزش است. در صورتی که به نظر می رسد این روش، یک روش مکمل است. در نقطه گذاری، کمتر به موضوع زاویه حروف و کلمات پرداخته می شود و اگر هم اشاره ای شود، بیشتر به صورت مبهم و به منظور به خاطر سپاری شکل حرف یا کلمه خواهد بود. در روش نقطه گذاری کنونی ( نقطه گذاری قطری) نقطه ها به صورت زیر قرار می گیرند:

همانگونه که پیداست، در این روش، به جای آنکه اندازه ها بر اساس پهنای قلم باشند، بر اساس قطر مربعی هستند که با قلم پدید می آید. یعنی اگر قلمی به پهنای 1 میلی متر داشته باشیم، در نقطه گذاری قطری واحد اندازه گیری تقریباً برابر با 4/1 میلیمتر خواهد بود، در صورتی که می توان به نوع دیگری از نقطه گذاری به نام ضلعی توجه کرد که در بیشتر موارد، ساده تر و کاراتر است. در نقطه گذاری ضلعی واحد اندازه گیری، همان پهنای سر قلم است.
طول 2 نقطه = 2 میلی متر

کرسی

خط قلم گذاری: خطی که در امتداد سر قلم قرار دارد، خط قلم گذاری نامیده می شود. زاویه این خط با خط افق ( زاویه قلم گذاری) در این شیوه، برابر با 60 درجه است.

خط کرسی اصلی: خطی است که حروف در امتداد آن و از راست به چپ یا بر عکس، حرکت می کنند.در این شیوه، زاویه این خط با خط افق، برابر با 30 درجه است. این زاویه در هنگام نوشتن کشیده ها، دوایر و همچنین کرسی بندی کلمات و نقاط در امتداد یکدیگر، کاربردی اساسی دارد.

خط کرسی قرینه: خطی است که زاویه آن با خط افق برابر با 150=30-180 درجه است. این زاویه در هنگام نوشتن حروفی که سمت حرکت ( مانند«ح») یا امتداد حرکت آنها( مانند ه و ف از چپ به راست یا سمت و امتداد حرکت آنها از راست به چپ ( ماننددندانه ینی در مثال زیر باشد) ، کاربرد دارد.

سمت حرکت در راستای خط کرسی قرینه

امتداد حرکت در راستای خط کرسی

همانگونه که در مقدمه اشاره شد، کرسی هر حرف یا کلمه، یک سطح دو بعدی است یعنی طول و عرض دارد. اکنون بجاست آن را تعریف کنیم.
کرسی: کوچکترین مستطیلی که کلمات و حروف را در بر می گیرد و با زاویه قلم گذاری برابر است.شاید بتوان گفت که نقطه سنگ بنای کرسی خط، در هر شیوه و سبکی است در حقیقت با یک تعریف روشن از نقطه، می توان روشی ساده برای اجرای حرکات و شکل های پیچیده تر نستعلیق یافت. پس این تعریف باید به سادگی و روشنی بیان شود.
نقطه: شکلی است که از حرکت قلم با زاویه قلم گذاری و در امتداد خط کرسی قرینه و به طول پهنای قلم، پدید می آید(فراموش نکنیم که در حالت عملی و بسته به شرایط، اندازه آن به دلخواه خوشنویس تغییر می کند.)

اگر نقطه را به چهار قسمت مساوی تقسیم کنیم، با تکرار خطوط کرسی اصلی، کرسی قرینه و همچنین خط قلم گذاری، در حقیقت خطوط پایه کرسی نستعلیق را خواهیم یافت.

در شکل بالا و بر اساس کرسی به دست آمده، روشن است که امتداد شکل دو نقطه روی یک خط راست افقی نیست و کمی شیب دارد همچنین، فضای محصور در میان دو خط کرسی اصلی مجاور، از نظر زاویه و پهنا یک سرکش را مشخص می کند. در شکل بعدی، اجرای اصلی حرکت توسط میر عماد آمده است.

در شکل بعدی، کرسی تعدادی از تک حرف های نستعلیق به اجرای میر عماد، همراه با نقطه گذاری قطری و ضلعی برخی از آنها آمده است.

تقریباً همه حروف و کلمات نستعلیق، به راحتی در قالب بالا جای می گیرند. پس از پرداختن به کرسی برخی از تک حرف ها، در شکل بعدی، زوایای برخی از دو حرفی ها را بررسی می کنیم:
با دقت در شکل زیر، دیده می شود که زاویه نزول، یا با زاویه خط کرسی اصلی، ( در ابتدای حرف « ب » در کلمه بر ) و یا با زاویه قلم گذاری ( پس از اجرای دندانه دوم حرف « س » در کلمه سرا) دقیقاً برابر است. همچنین زاویه صعود در دندانه دوم و سوم « س» در کلمه سر و در حرف « ه » در کلمه که با زاویه خط کرسی قرینه برابر است.

نکته جالب توجه دیگر در تحلیل حروف و کلمات با این شبکه ، آن است که به کمک آن می توان درستی یا نادرستی اجرا در مورد قوت و ضعف حروف و کلمات را دریافت. همانگونه که اشاره شد. در شبکه بالا ، مجموع طول  اضلاع 2 مربع روی هم با ضخامت سر قلم ( تمام قلم) برابر است. حال روشن است که هر مربع، پهنای نیم قلم را مشخص می کند.

با این رهیافت، می توان به دقت اجرای میر عماد در کلمه “سر” پی برد زیرا در اتصال دندانه اول “س” به دندانه دوم آن حرکت قلم در مسیر خود دقیقاً یک مربع ( نیم قلم) را پر می کند. همچنین در هنگام  اجرای کلمه “لی” در قسمت سینه  « ی » یا در ضخیم ترین قسمت از دایره حرکت قلم به دقیقاً به اندازه دو مربع ( تمام قلم) پهنا دارد.
به اعتقاد نگارنده ، برای آموزش خوشنویسی در این شیوه بهتر است که ابتدا کاغذهای مشبکی با اندازه شبکه های گوناگون ( بسته به دانگ قلم ) آماده شود، سپس هنر جو برای اجرای هر حرف یا کلمه، قلم را در زاویه قلم گذاری قرار داده و حرکت را انجام دهد. همچنین در حین اجرا، دقت داشته باشد که پهنی و نازکی حروف در حال اجرا را بر اساس شبکه مورد نظر رعایت کند. این کار هر چند در آغاز هنر جو را دچار تکلف می کند، ولی در ادامه و با تمرین بیشتر او را به سرعت به نتیجه خواهد رساند.
پس از آنکه هنر جو احساس کرد که از نظر دقت اجرای کلمات، در سطح قابل قبولی قرار گرفته و دست او به زاویه های قلم گذاری و کرسی عادت کرده است، دیگر نیازی به این شبکه نخواهد داشت.
توجه خواننده گرامی را به اجرای کلماتی که بیش از دو حرف دارند جلب کرده و نتیجه گیری را به خود وی واگذار می کنم.

در پایان، ذکر این نکته ضروری است که در این مقاله، با توجه به گستردگی بحث و وجود نکات فراوان دیگر، فقط به ذکر کلیات اکتفا کرده ام.ان شاء الله تلاش خواهم کرد که دنباله مطالب در نوشته های دیگر و به تفصیل، در دسترس علاقمندان قرار گیرد. در ضمن از مساعدت استاد شمس الدین ابوالوفا حسینی، مدرس انجمن خوشنویسان اصفهان که سخاوتمندانه آثار خطی مجموعه شخصی خود را در اختیارم قرار دادند، صمیمانه سپاسگزاری می کنم.

مؤلف: محمد مهدی قطاع

نويسنده :

حامد الوندي