زندگینامه قرآنی

زندگینامه قرآنی

 

گزیده ای از زندگینامه قرآنی

 

استاد دانشگاه آزاد اسلامی ” عضو گروه الهیات و معارف اسلامی ” از سال 1382 تا کنون

عضو هیئت مدیره مرکز پژوهش و تربیت مدرس قرآن کریم شهرستان نیشابور از سال 1375 تا کنون

قاری منتخب جمهوری اسلامی ایران اعزامی به عربستان سعودی طی مسابقات قرآنی اداره اوقاف و امور خیریه سال 1361

داور مسابقات قرآنی سازمان اوقاف – دانشگاه آزاد اسلامی – آموزش و پرورش و 

مسئول دارالقرآن آموزش و پرورش شهرستان نیشابور 1370 تا 1372

استاد جلسه قرائت قرآن کریم مرکز عالی تربیت معلم شیخ طوسی سال های 1368 تا 1370

استاد جلسه قرائت قرآن کریم بانک ملی شهرستان نیشابور از سال 1376 تا کنون

رتبه اول مسابقات قرائت قرآن کریم بنیاد شهید و امور ایثارگران (استان های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی) سال 1382

رتبه دوم مسابقات قرائت قرآن کریم منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی (استان های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی) سال 1390

رتبه اول نوزدهمین دوره مسابقات قرائت قرآن کریم دانشگاه های آزاد اسلامی (استان خراسان رضوی) اردیبهشت 1393

رتبه اول بیستمین دوره مسابقات قرائت قرآن کریم دانشگاه های آزاد اسلامی (استان خراسان رضوی) اردیبهشت 1394

توفیق تلاوت قرآن کریم در محضر مبارک مقام معظم رهبری

عضو هیئت مدیره موسسه فرهنگی قرآن و عترت حکمت آموزان شهرستان نیشابور

انتخاب استاد و قاری پیشکسوت در مراسم تجلیل از خادمان قرآن کریم،
معاونت قرآن و عترت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی “خراسان رضوی” بهمن ماه 1388

مدرس کلاس های صوت و لحن پیشرفته “سطح 4” سازمان تبلیغات اسلامی

مدرس کلاس های تجوید عالی عملی، نغمه شناسی، صوت و لحن مرکز عالی تربیت مدرس قرآن کریم
شهرستان نیشابور از سال 1375 تا کنون

انتخاب استاد و قاری پیشکسوت در مراسم تجلیل از خادمان قرآن کریم،
معاونت قرآن و عترت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی “خراسان رضوی” اردیبهشت 1393

زندگینامه هنری

زندگی نامه هنری

حسن نقیبی

 

خراسان رضوی – شهرستان نیشابور
اساتید: استاد حمید ساسانی – استاد قائم مقامی – استاد امیرخانی

گزیده ای از زندگینامه هنری

دریافت گواهی نامه ممتازاز انجمن خوشنویسان ایران – سال 1366
نماینده ی انجمن خوشنویسان شعبه ی نیشابوردرمجامع انجمن خوشنویسان ایران از سال 1375
دریافت گواهی نامه فوق ممتاز ازانجمن خوشنویسان ایران 1386
عضو نخبگان شهرستان نیشابور – سال 1387
اخذ درجه استادی از شورای ارزشیابی هنری انجمن خوشنویسان ایران تیر ما ه 1389
استاد خوشنویسی دانشگاه آزاد اسلامی
استاد کلاس های فوق ممتاز انجمن خوشنویسان ایران شعبه نیشابور
17 سال مدیر انجمن خوشنویسان ایران شعبه نیشابور
30 سال سابقه ی تدریس درکلاس های انجمن خوشنویسان ایران
مسئول و دبیر 4 دوره جشنواره و نمایشگاه خوشنویسی استانی و شهرستانی

 

مسابقات و افتخارات

 

کسب مقام اول خوشنویسی ( ششمین دوره مسابقات سراسری اعضای هیئت علمی دانشگاه های آزاد کشور ) 1383تهران
کسب مقام اول خوشنویسی ( اولین نمایشگاه سراسری آثار فرهنگی اساتید دانشگاه آزاد اسلامی کشور) 1384 تهران
کسب مقام اول خوشنویسی ( هفتمین جشنواره قرآن و عترت اعضای هیئت علمی دانشگاه ها ) 1385 تهران
کسب مقام اول خوشنویسی ( نمایشگاه هنری همایش پیامبر اعظم دانشگاه های آزاد اسلامی کشور) 1385 خراسان رضوی
کسب مقام اول خوشنویسی (اولین همایش و نمایشگاه منطقه ای خوشنویسی مشق عشق) منطقه 3 کشور –82 شهر ری
کسب مقام اول خوشنویسی ( نمایشگاه آثار فرهنگی و هنری دانشجویان، کارکنان و اساتید منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی با عنوان نماز ) 1385 مشهد مقدس
کسب مقام اول خوشنویسی ( نمایشگاه هنری همایش پیامبر اعظم دانشگاه های آزاد اسلامی کشور) 1385 خراسان رضوی
کسب مقام اول خوشنویسی (اولین جشنواره هنری ادبی هنرمندان شاهد، ایثارگر و آزادگان کشور ) 1384 اهواز
کسب مقام اول خوشنویسی ( پنجمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری دانشجویان، کارکنان و اساتید منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی) 1388 بجنورد
کسب مقام اول خوشنویسی (ششمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری دانشجویان، کارکنان و اساتید منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی) 1389 بیرجند
کسب مقام دوم خوشنویسی (دومین جشنواره فرهنگی هنری صحیفه سجادیه دانشگاه های سراسرکشور) 1385 (جایزه حج عمره)
کسب مقام سوم خوشنویسی (هشتمین جشنواره مسابقات هنر و ادبیات دینی اعضای هیئت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی) 1387 نجف آباد اصفهان
کسب مقام دوم خوشنویسی ( دهمین جشنواره مسابقات هنر و ادبیات دینی اعضای هیئت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی) 1389 نجف آباد اصفهان
کسب مقام چهارم خوشنویسی ( چهارمین جشنواره دو سالانه نهج البلاغه دانشگاهیان سراسر کشور) 1386 دانشگاه تهران
کسب مقام اول خوشنویسی (هفتمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری دانشجویان، کارکنان و اساتید منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی)1390 مشهد مقدس
کسب مقام اول خوشنویسی (هشتمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری دانشجویان، کارکنان و اساتید منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی)1391 تربت حیدریه
کسب مقام اول خوشنویسی (نهمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری دانشجویان، کارکنان و اساتید منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی) 1392 – قوچان
کسب مقام اول خوشنویسی (هجدهمین جشنواره مسابقات هنروادبیات دینی اعضای هیئت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی ) 1392 – علی آباد گرگان
کسب مقام اول خوشنویسی ورتبه برتر ( دهمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری دانشجویان، کارکنان و اساتید منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی ) 1393 – نیشابور
کسب مقام اول خوشنویسی ( یازدهمین نمایشگاه علمی فرهنگی و هنری نماز دانشگاه های آزاد اسلامی استان خراسان رضوی ) 1394 – تربت جام

 

نمایشگاه ها

 

پذیرفته شدن اثر خوشنویسی و شرکت در ( اولین جشنواره خوشنویسی جهان اسلام ) موزه هنرهای معاصر – تهران 1375
پذیرفته شدن اثر خوشنویسی و شرکت در (همایش بین المللی خوشنویسی جهان اسلام ) – تهران 1381
پذیرفته شدن اثر خوشنویسی و شرکت در (اولین دوسالانه بین المللی خوشنویسان ایران ) قزوین 1389
پاکستان – شهر کراچی- دانشکده Art Consul سال 1387
مالزی – شهر کوالالامپور- کانونشن سنتر Convention Center سال 1390
سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران سال تکریم امام علی (ع ) تهران – 1379
اولین همایش و نمایشگاه خوشنویسی مشق عشق تهران – 1382
جشنواره هنر و ادبیات دینی ( اعضای هیئت علمی دانشگاههای آزاد کشور ) تهران – 1383
اولین نمایشگاه سراسری آثار فرهنگی هنری اساتید دانشگاه آزاد اسلامی کشور – تهران – 1384
جشنواره هنری ادبی هنرمندان شاهد – اهواز- 1384
دومین جشنواره فرهنگی صحیفه سجادیه دانشگاهیان سراسرکشور- تهران – 1385
همایش فرهنگی پیامبر اعظم (ص) دانشگاه هنر تهران – 1385
دومین جشنواره دو سالانه نهج البلاغه دانشگاهیان سراسرکشور – دانشگاه تهران – 1385
نمایشگاه قرآن – تهران 1386
نهمین جشنواره هنر و ادبیات دینی ( اعضای هیئت علمی دانشگاه های آزاد کشور ) نجف آباد اصفهان – 1387
دهمین جشنواره هنر و ادبیات دینی ( اعضای هیئت علمی دانشگاه های آزاد کشور ) نجف آباد اصفهان – 1389
نمایشگاه آثار فرهنگی هنری دانشگاه های آزاد کشور – قزوین 1388
نمایشگاه خوشنویسی آثاراساتید خوشنویسی ایران ( محمد رسول الله ص ) موسسه فرهنگی هنری صبا – تهران – 1391
نمایشگاه آثار هنری همایش پیامبر اعظم دانشگاه آزاد اسلامی – منطقه 9 کشور – مشهد – 1385
نمایشگاه آثار فرهنگی هنری دانشجویان کارکنان و اساتید دانشگاه آزاد اسلامی – مشهد – سال 1385
نخستین نمایشگاه هنرهای سنتی در حوزه دین سازمان میراث فرهنگی – مشهد – سال 1385
نمایشگاه آثار فرهنگی هنری دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 9 کشور با عنوان خلوتگه راز – بجنورد – سال 1388
هشتمین جشنواره علوم و هنرهای قرآنی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی – مشهد – سال 1388
ششمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی – بیرجند – سال 1389
هفتمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی – مشهد – سال 1390
هشتمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی – تربت حیدریه – سال 1391
نهمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی – قوچان – سال 1392
دهمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی – نیشابور – سال 1393
یازدهمین نمایشگاه آثار فرهنگی هنری منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی – تربت جام – سال 1394
نمایشگاه خوشنویسی ( بهار همدلی ها ) اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشمر با همکاری آموزشگاه نیل پر-کاشمر – سال 1394
نمایشگاه خوشنویسی در حاشیه اولین کنگره جهانی یزرگداشت عطار نیشابوری – سال 1373
شرکت در اکثر نمایشگاه های سالانه انجمن خوشنویسان شعبه نیشابور از سال 1366 تا کنون

 

آثار منتشر شده 

 

خوشنویسی کتاب ( از دیار نشابور ) مجموعه اشعار محلی با گویش نیشابوری سال 1369
خوشنویسی مثنوی ( ساقی نامه ) اثر زنده یاد فریدون گرایلی
تعدادی ( مرقعات خوشنویسی ) چاپ شده بصورت پوستر و ….
خوشنویسی ( تابلوهای منبت کاری ) نصب شده در مسجد چوبی نیشابور
خوشنویسی( کتاب زیارت ناحیه مقدسه ) امام زمان ( عج ) سال 1394

پیدایش خط

از زمان پیدایش خط نستعلیق، که به دلیل اینکه رسم الخط منحصر به فرد فارسی کنونی است، بر تارک همه خطوط می درخشد، افراد زیادی برای رشد و اعتلای آن کوشیده اند و در این راه حتی از جان خویش دریغ نورزیده اند. در میان این افراد، میر عماد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و علاقه مندان این رشته هنری، بی شک یکی از درخشان ترین ستاره های آسمان هنر این مرز و بوم و از پهلوانان عرصه خوشنویسی است، شیوه ای را پایه گذاری نمود که در نوع خود یکی از کاملترین شیوه هاست.

ولی با گذشت زمان، این شیوه آرام آرام رو به انحطاط گذاشته و این سیر قهقرایی تا به امروز ادامه داشته است که اصلی ترین عوامل آن از این قرارند:
1- دشوار بودن اجرای اصول این شیوه برای کسانی که در صددند تا با صرف وقت کمتر به مطلوب خویش برسند.
2- پیدایش صنعت چاپ و لزوم کاربردی تر شدن هنر خوشنویسی، در دوره ای بخصوص.
3- مفهوم نبودن ادبیات به کار رفته در نوشته های آموزشی به جای مانده از واضع آن میر عماد و به روایتی باباشاه آن هم فقط در چند صفحه که سبب شد بجز برخی از شاگردان بلاواسطه ایشان، هیچ کس نتواند در اجرای این شیوه به استقلال برسد.معدودی نیز که از پیروان بعدی او بودند، فقط در تقلید جزء به جزء برخی از آثار هنریش به او نزدیک شدند که این نیز از نظر هنری ارزش زیادی ندارد.
4- با توجه به اینکه در گذشته، استادکارانی ماهر مرکب و کاغذ دست ساز مخصوص خوشنویسی را آماده می کرده اند به مرور و با صنعتی شدن جامعه، ساخت این مصالح به تدریج منسوخ و امکان دسترسی به این ابزار مناسب، که نقشی کلیدی در خوشنویسی دارند، دشوارتر شد.
نگارنده، ضمن ادای احترام به همه استادان بزرگ این هنر جاودان، از همان آغاز کار هنری خود و به دلایلی که از حوصله این نوشته بیرون است، شیوه میر عماد را بهترین شیوه نستعلیق ارزیابی کرده و تلاش نموده که در حد توان خویش در راه اعتلای بیشتر آن گام بردارد. پس از آن و با توجه به دشواری آموزش این شیوه برای مبتدیان، تلاش نموده تا با زبانی ساده، بنیادی ترین شاخص های زیبایی آن را تدوین نماید.
همان گونه که پیش از این گفته شد، یکی از مهمترین دلایل کنار رفتن شیوه میر عماد، نبودن روشی منسجم در تحصیل کلیات و ظرایف آن است. کمبود پیشینه تحقیق علمی و روش شناسی در فرهنگ و هنرما و دست زدن به روشهای تکراری و ثابت و ادبیات غیر علمی در تعلیمات سبب شد تا این شیوه علی رغم داشتن ظرفیتی بسیار غنی، همچنان مهجور بماند.
به نظر می رسد که شیوه میر عماد دارای چهار اصل کلی است که سه تای آنها اصول اولیه و غیر قابل تغییر و یکی نیز اصل ثانویه است که تغییرات تازه را می توان در گستره آن انجام داد.

اصول اولیه

صافی: این کیفیت که با تمرین فراوان به دست می آید سبب می شود که خط، کمترین لرزش را داشته باشد. در حقیقت، خطاط با صاف نویسی، قدرت خویش را نشان می دهد.
تدریج: کیفیتی است که بر اساس آن بیننده در خط، شکستگی نمی بیند. بنا براین اصل، رسیدن از پهن ترین بخش به نازک ترین بخش هر حرف یا کلمه( مانند انتهای دوایر) باید به تدریج صورت گیرد.
اتصال: در هنگام نوشتن کلماتی که از چند حرف متصل به یکدیگر تشکیل شده اند و همچنین حروفی مانند( ص، ط، ه و …) که در آنها فضای بسته پدید می آید، اتصال حروف و کلمات باید حتماً حفظ شود.

اصل ثانویه

تناسب: خوشنویس باید تناسب حروف، کلمات و سطرها را بر اساس سلیقه خود حفظ کند. این اصل، دست ما را برای انجام تغییراتی در نحوه نگارش خط نستعلیق باز می گذارد( مانند ضخامت گوشت قلم).
یکی از زیر مجموعه های تناسب در نستعلیق، کرسی خط است. معنای تحت الفظی کرسی، مکان جای گرفتن است. تا آنجا که نگارنده بررسی کرده است، بسیاری، کرسی خط نستعلیق را یک خط راست افقی در نظر می گیرند. این تعریف از کرسی ممکن است که برای آموزش تک حرفها و کلمات منفرد به هنرجویان مبتدی(آن هم تا حدودی) پذیرفتنی باشد، ولی در مورد سطرنویسی و چلیپا نویسی، موضوعیتی بنیادین ندارد.به اعتقاد نویسنده، کرسی نستعلیق ، بویژه میر عماد از قواعد پیچیده تری پیروی می کند که رعایت دقیق آنها باعث می شود تا یک حرف، کلمه، سطر یا چلیپا زیبا تر به نظر برسد. در این شیوه کرسی هر حرف یا کلمه یک خط راست یک بعدی نیست بلکه سطحی دو بعدی است که حروف یا کلمات در درون آن جای می گیرند.
در این نوشته که گوشه ای از پژوهش نگارنده در مورد نقش کرسی در زیبایی شناسی شیوه میر عماد است، تلاش شده تا با زبانی همه فهم، روشن و در عین حال ساده اصول کلی کرسی خط بیان شود.
گفتنی است که تمامی دلایل و شواهد گفته شده، نظر شخصی نویسنده است و اگرچه پاره ای از آنها را از گفته های پراکنده دیگران گردآوری نموده، ولی بخش عمده آن را با پژوهش در برخی از آثار میر عماد به دست آورده و در اینجا به عنوان پیشنهادی نو برای آموزش ساده خط نستعلیق به شیوه میر عماد عرضه می شود.
در پایان، با توجه به تازگی بحث و احتمال خطاهای اجتناب ناپذیر، از هر گونه پیشنهاد و انتقادی با کمال میل استقبال می کنم.

نقطه‌گذاری

امروزه در بیشتر کلاس‌های خوشنویسی، نقطه‌گذاری یکی از اصلی‌ترین پایه‌های آموزش است. در صورتی که به نظر می رسد این روش، یک روش مکمل است. در نقطه گذاری، کمتر به موضوع زاویه حروف و کلمات پرداخته می شود و اگر هم اشاره ای شود، بیشتر به صورت مبهم و به منظور به خاطر سپاری شکل حرف یا کلمه خواهد بود. در روش نقطه گذاری کنونی ( نقطه گذاری قطری) نقطه ها به صورت زیر قرار می گیرند:

همانگونه که پیداست، در این روش، به جای آنکه اندازه ها بر اساس پهنای قلم باشند، بر اساس قطر مربعی هستند که با قلم پدید می آید. یعنی اگر قلمی به پهنای 1 میلی متر داشته باشیم، در نقطه گذاری قطری واحد اندازه گیری تقریباً برابر با 4/1 میلیمتر خواهد بود، در صورتی که می توان به نوع دیگری از نقطه گذاری به نام ضلعی توجه کرد که در بیشتر موارد، ساده تر و کاراتر است. در نقطه گذاری ضلعی واحد اندازه گیری، همان پهنای سر قلم است.
طول 2 نقطه = 2 میلی متر

کرسی

خط قلم گذاری: خطی که در امتداد سر قلم قرار دارد، خط قلم گذاری نامیده می شود. زاویه این خط با خط افق ( زاویه قلم گذاری) در این شیوه، برابر با 60 درجه است.

خط کرسی اصلی: خطی است که حروف در امتداد آن و از راست به چپ یا بر عکس، حرکت می کنند.در این شیوه، زاویه این خط با خط افق، برابر با 30 درجه است. این زاویه در هنگام نوشتن کشیده ها، دوایر و همچنین کرسی بندی کلمات و نقاط در امتداد یکدیگر، کاربردی اساسی دارد.

خط کرسی قرینه: خطی است که زاویه آن با خط افق برابر با 150=30-180 درجه است. این زاویه در هنگام نوشتن حروفی که سمت حرکت ( مانند«ح») یا امتداد حرکت آنها( مانند ه و ف از چپ به راست یا سمت و امتداد حرکت آنها از راست به چپ ( ماننددندانه ینی در مثال زیر باشد) ، کاربرد دارد.

سمت حرکت در راستای خط کرسی قرینه

امتداد حرکت در راستای خط کرسی

همانگونه که در مقدمه اشاره شد، کرسی هر حرف یا کلمه، یک سطح دو بعدی است یعنی طول و عرض دارد. اکنون بجاست آن را تعریف کنیم.
کرسی: کوچکترین مستطیلی که کلمات و حروف را در بر می گیرد و با زاویه قلم گذاری برابر است.شاید بتوان گفت که نقطه سنگ بنای کرسی خط، در هر شیوه و سبکی است در حقیقت با یک تعریف روشن از نقطه، می توان روشی ساده برای اجرای حرکات و شکل های پیچیده تر نستعلیق یافت. پس این تعریف باید به سادگی و روشنی بیان شود.
نقطه: شکلی است که از حرکت قلم با زاویه قلم گذاری و در امتداد خط کرسی قرینه و به طول پهنای قلم، پدید می آید(فراموش نکنیم که در حالت عملی و بسته به شرایط، اندازه آن به دلخواه خوشنویس تغییر می کند.)

اگر نقطه را به چهار قسمت مساوی تقسیم کنیم، با تکرار خطوط کرسی اصلی، کرسی قرینه و همچنین خط قلم گذاری، در حقیقت خطوط پایه کرسی نستعلیق را خواهیم یافت.

در شکل بالا و بر اساس کرسی به دست آمده، روشن است که امتداد شکل دو نقطه روی یک خط راست افقی نیست و کمی شیب دارد همچنین، فضای محصور در میان دو خط کرسی اصلی مجاور، از نظر زاویه و پهنا یک سرکش را مشخص می کند. در شکل بعدی، اجرای اصلی حرکت توسط میر عماد آمده است.

در شکل بعدی، کرسی تعدادی از تک حرف های نستعلیق به اجرای میر عماد، همراه با نقطه گذاری قطری و ضلعی برخی از آنها آمده است.

تقریباً همه حروف و کلمات نستعلیق، به راحتی در قالب بالا جای می گیرند. پس از پرداختن به کرسی برخی از تک حرف ها، در شکل بعدی، زوایای برخی از دو حرفی ها را بررسی می کنیم:
با دقت در شکل زیر، دیده می شود که زاویه نزول، یا با زاویه خط کرسی اصلی، ( در ابتدای حرف « ب » در کلمه بر ) و یا با زاویه قلم گذاری ( پس از اجرای دندانه دوم حرف « س » در کلمه سرا) دقیقاً برابر است. همچنین زاویه صعود در دندانه دوم و سوم « س» در کلمه سر و در حرف « ه » در کلمه که با زاویه خط کرسی قرینه برابر است.

نکته جالب توجه دیگر در تحلیل حروف و کلمات با این شبکه ، آن است که به کمک آن می توان درستی یا نادرستی اجرا در مورد قوت و ضعف حروف و کلمات را دریافت. همانگونه که اشاره شد. در شبکه بالا ، مجموع طول  اضلاع 2 مربع روی هم با ضخامت سر قلم ( تمام قلم) برابر است. حال روشن است که هر مربع، پهنای نیم قلم را مشخص می کند.

با این رهیافت، می توان به دقت اجرای میر عماد در کلمه “سر” پی برد زیرا در اتصال دندانه اول “س” به دندانه دوم آن حرکت قلم در مسیر خود دقیقاً یک مربع ( نیم قلم) را پر می کند. همچنین در هنگام  اجرای کلمه “لی” در قسمت سینه  « ی » یا در ضخیم ترین قسمت از دایره حرکت قلم به دقیقاً به اندازه دو مربع ( تمام قلم) پهنا دارد.
به اعتقاد نگارنده ، برای آموزش خوشنویسی در این شیوه بهتر است که ابتدا کاغذهای مشبکی با اندازه شبکه های گوناگون ( بسته به دانگ قلم ) آماده شود، سپس هنر جو برای اجرای هر حرف یا کلمه، قلم را در زاویه قلم گذاری قرار داده و حرکت را انجام دهد. همچنین در حین اجرا، دقت داشته باشد که پهنی و نازکی حروف در حال اجرا را بر اساس شبکه مورد نظر رعایت کند. این کار هر چند در آغاز هنر جو را دچار تکلف می کند، ولی در ادامه و با تمرین بیشتر او را به سرعت به نتیجه خواهد رساند.
پس از آنکه هنر جو احساس کرد که از نظر دقت اجرای کلمات، در سطح قابل قبولی قرار گرفته و دست او به زاویه های قلم گذاری و کرسی عادت کرده است، دیگر نیازی به این شبکه نخواهد داشت.
توجه خواننده گرامی را به اجرای کلماتی که بیش از دو حرف دارند جلب کرده و نتیجه گیری را به خود وی واگذار می کنم.

در پایان، ذکر این نکته ضروری است که در این مقاله، با توجه به گستردگی بحث و وجود نکات فراوان دیگر، فقط به ذکر کلیات اکتفا کرده ام.ان شاء الله تلاش خواهم کرد که دنباله مطالب در نوشته های دیگر و به تفصیل، در دسترس علاقمندان قرار گیرد. در ضمن از مساعدت استاد شمس الدین ابوالوفا حسینی، مدرس انجمن خوشنویسان اصفهان که سخاوتمندانه آثار خطی مجموعه شخصی خود را در اختیارم قرار دادند، صمیمانه سپاسگزاری می کنم.

مؤلف: محمد مهدی قطاع

نويسنده :

حامد الوندي

خوشنویسی شعر – ادبیات

حمیدرضا قلیچ خانی

منبع: سایت شخصی حمیدرضا قلیچ خانی

چکیده:

زبان و خط از بزرگترین اختراعاتِ بشر است که پس از گذشتِ هزاران سال، در کنار کارکردِ ارتباطی خود، وارد عرصۀ زیبایی و هنر شده و ادبیات و خوشنویسی را به وجود آورده است.

از آنجا که عنوانِ مقاله، موضوعی میان رشته‏ای به شمار می‏رود، پرداختن به آن، نیازمند تسلط نسبی بر اصول، روشها و تاریخ این دو هنر است. برای این که بررسیِ همگامی این دو از اندازۀ مقاله خارج نگردد، پس از اشاره به پیشینۀ این دو اصلِ ارتباطی، همخوانی آنها از سدۀ سوم هجری تا دورۀ معاصر بنا بر فصل‏هایِ زیر بررسی شده است:

مراکز فعالیت شاعران و خوشنویسان، مراکز فعالیت شاعران و خوشنویسان، کاربردهای ادبیات و خوشنویسی، ادوار اوج همگامی ادبیات و خوشنویسی، قالب‏های شعر و خوشنویسی.

و همچنین عنوان‏های:

همخوانی جُنگ‏های شعر و مرقعات خطوط،  مقایسۀ تذکره‏های شاعران و تذکره‏های خوشنویسان،  همگامی متون آموزشی در دو عرصۀ ادبیات و خوشنویسی، همخوانی ادبیات و خوشنویسی در مهاجرت هنرمندان ایرانی به کشورهای همسایه،  علاقه‏مندی پادشاهان  حاکمان و فرهیختگانِ کشورهای همسایه به ادبیات و خوشنویسی ایران،  مقایسۀ ادیبان و خوشنویسان ایرانی و غیر ایرانی.

به فرصتی دیگر واگذار شده است.

واژگان کلیدی:

شاعران، خوشنویسان، خوشنویسی ایران،  قالب‏های شعر،  گونه‏های خط،  ادبیات ایران

درآمد:

زبان از کهن‏ترین گونه‏های ارتباط است که بشر از ده‏ها هزار سال پیش به آن پی برد و پس از هزاران سال صیقل خوردن به مرحله‏ای رسید که علاوه بر انتقال فکر و احساس، بتواند در عرصۀ هنر و زیبایی راه یابد و ادبیات نامیده شود. در ایران گاتاها را که بخشی از یسنایِ اوستاست، کهن‏ترین متن مکتوبِ ادبی ایرانی دانسته‏ و قدمت آن را نزدیک به سه هزار سال برآورد کرده‏اند.

ابداع خط نیز از مهم‏ترین نوآوری‏های انسان است که پیشینۀ آن را نزدیک به هفت هزار سال پیش دانسته‏اند؛ باوجود این کهن‏ترین خطوط شناخته شده در ایران[i] به دورۀ هخامنشیان باز می‏گردد.

در این جا پس از اشاره به چند اصل کوتاه به موضوع بحث در دورۀ اسلامی خواهم پرداخت:

الف) زبان و خط از وسایل ارتباط میان انسانها بوده و هستند و قدمت زبان بسی کهن‏تر از خط است.

ب) پس از به کمال رسیدن زبان، ویژگی‏های هنری و زیباشناسانه‏ای در آن پدید آمد که سبب پیدایش هنری به نام ادبیات گردید.

ج) هر چند از دورۀ باستان و خاصه دورۀ میانه اشاره‏هایی به زیبانویسی باقی مانده است اما خوشنویسی در معنای هنری  با جایگاه اجتماعی مستقل و ویژگی‏های زیبایی‏شناسانۀ دقیق از نخستین سده‏های دورۀ اسلامی مطرح گردیده است.

*

نخستین جوانه‏های فرهنگ و هنر ایرانی در دورۀ اسلامی از سدۀ سوم هجری رشد و بالندگی خود را آغاز کرده است؛ با پژوهش در تاریخ سده‏های اول و دوم، نیک درمی‏یابیم که از فرهیختگان و بنیانگذاران علم و هنر، خبر چندانی در دست نیست و نخستین شاخص‏های عرصۀ فرهنگ ایرانی از جمله: زکریای رازی، ابونصر فارابی، ابن‏مقله بیضاوی و رودکی سمرقندی به سدۀ سوم و چهارم باز می‏گردند.

در این نوشتار، بنا بر سنّت هزارساله، در برخی از عبارات و بررسی‏ها، شعر به عنوان تنۀ اصلی و بخش بنیادین ادبیات فارسی در نظر گرفته شده است؛ از این رو گاه واژۀ «شعر» جایگزین «ادبیات» شده است.

خوشبختانه دربارۀ زبان ادبیات فارسی، پژوهش‏های گسترده و فراوانی صورت گرفته است و ایرانشناسان گرانقدر و استادان ارزشمند ایرانی از اواخر سدۀ نوزدهم تاکنون، تاریخ زبان و ادبیات ایران و سبک‏شناسی نظم و نثر را در قالب کتابهای حجیم و با نگاه‏های گوناگون تدوین نموده‏اند. از این رو پژوهش‏های شایسته‏ای در سبک‏های گوناگون شعر و نیز سخنوران ادب فارسی در دست است؛ اما دربارۀ خط فارسی و خاصه خوشنویسی ایرانی، پژوهش‏ها بسیار اندک و پراکنده است.

در عرصۀ سخنوری بسیاری از ادیبان علاوه بر بیان جذاب و زیبا، اندیشه‏های پروردۀ خویش را نیز در اختیار خواننده می‏گذارند. در این باره می‏توان به نمونه‏های درخشان چون خیام و مولانا و حتی برخی از شاعران طنزپرداز و منتقد اشاره کرد. می‏دانیم که ترجمۀ آثار ادبی و به ویژه شعر، بسیاری از امتیازات اثر را از میان می‏برد، با وجود این ترجمۀ رباعیات منسوب به خیام در سال 1948 م. به چاپ سیصدم رسیده است[ii]؛ از این روست که به بسیاری از ادیبان لقب حکیم یا عارف داده‏اند؛ اما در عرصۀ خوشنویسی چنین نیست زیرا اگر برخی از خوشنویسان اندیشمند و یا عارف نیز بوده‏اند، آن اندیشۀ والا نه تنها مستقیماً از طریق زبان به مخاطب منتقل نشده است بلکه در مکاشفاتی پیچیده و ناشناخته و گاه در قالب یک ویژگی سبکی در اثر هنرمند آشکار گردیده است که درک ان برای همگان به سادگی ممکن نیست. در نتیجه از نظر تأثیرگذاری در جامعه، نمی‏توان قله‏های قلمی چون ابن‏مقله و میرعماد را با قله‏هایی چون ناصرخسرو و حافظ مقایسه کرد.

برای دستیابی به دریافتی کلی و در عین حال دقیق از همخوانی و همگامی ادبیات و خوشنویسی، این دو عرصۀ هنری را در قالب چند عنوان مقایسه و بررسی می‏کنیم. یادآور می‏شوم که این بررسی‏ها بیشتر از نظر دوره‏ای و زمانی صورت گرفته است.

1- مراکز فعالیت شاعران و خوشنویسان

خوشنویسان طراز اول ایرانی تا انقراض عباسیان (656 ق.) بیش از دیگر شهرها در بغداد به کتابت اشتغال داشتند؛ اما در همان زمان، شاعران فارسی زبان بیشتر در خراسان و به گونۀ پراکنده در تمام مراکز قدرت، حضور داشتند چنانکه در سده‏های سوم تا هفتم بیشتر در خراسان بزرگ و شهرهایی چون: بخارا، غزنه، مرو و توس و در ادامۀ آن در سدۀ ششم در آذربایجان و حتی اصفهان و ری.

تا سدۀ دهم در هر گوشه و کنار ایران آن روزگار، حکومت‏های ملوک‏الطوایفی وجود داشته که بنابر سلیقۀ حاکمانشان گاه خریدار ادب و هنر بودند3 و گاه توجه چندانی به این هنرها نشان ندادند. از جمله شیراز سدۀ هفتم و هشتم هجری از نظرادبیات بالنده تر از خوشنویسی بوده است.

اگر آغاز صفویه را پایان دورۀ حکومت‏های ملوک‏الطوایفی و محلی بدانیم، از این زمان حکومت مرکزی قدرت و یکدستی بیشتری یافته و از آغاز سدۀ یازدهم با انتقال پایتخت به اصفهان، پایتخت به معنای کنونی آن نزدیک‏تر ‏شد.

از اوایل سدۀ نهم همگامی میان شهرهایی که شاعران و خوشنویسان در آن قرار یابند اندک اندک بیشتر شد. از دورۀ تیموری تا قاجار به ترتیب شهرهای هرات، تبریز، قزوین، اصفهان و عاقبت تهران، مراکز عمدۀ گردآمدن اهل فرهنگ و هنر گردید. تهران، از سدۀ سیزدهم تاکنون، همگام با پایتخت بودن، بیش از دوره‏های پیشین، مرکز فعالیت سخنوران و خوشنویسان بوده است.

2- تأثیر پادشاهان در حمایت از ادبیات و خوشنویسی

بیشتر پادشاهان و سلاطین با گرد آوردن اهل فرهنگ در کنار خویش، موقعیت و ماندگاری خویش را تثبیت می‏کردند. در این میان برخی از شاهان و امیران نسبت به برخی از هنرها دلبستگی فردی نیز می‏یافتند؛ گاهی سطری از ایشان سر می‏زد و گاهی غزلی اتفاق می‏افتاد. با مطالعۀ علاقه‏مندی پادشاهان ایران در دورۀ اسلامی به روشنی درمی‏یابیم که شعر و خوشنویسی بیش از دیگر شاخه‏های هنری بخت یار شده‏ است. حاکمانی چون بایسنغر (در هرات) و برادرش ابراهیم ‏سلطان (در شیراز) را می‏توان از نمونه‏های علاقه‏مندی بیش از معمول حاکمان به خوشنویسی دانست. در عرصۀ شعر نیز وزیر فرهیختۀ دورۀ تیموری، امیرعلیشیرنوایی (در هرات) و بسیاری از پادشاهان و امیران سدۀ یازدهم هندوستان به سخنوران و شاعران توجه وافری ابراز کرده‏اند.

در بررسی ادوار تاریخی، حمایت اهل قدرت به ویژه تا سدۀ هفتم از شاعران بیش از خوشنویسان بوده است چرا که بر اساس برخی از منابع[iii]، شاعران، همنشین و ندیم شاهان بشمار رفته‏اند اما خوشنویسان از دورۀ تیموری و پس از آن، گاه به جایگاهی چون شاعران دست یافته‏اند.

برتری جایگاه ادیبان نسبت به خوشنویسان دلایل بسیار دارد که اکنون نمی‏توان به آن پرداخت اما به مواردی می‏توان اشاره کرد، از جمله این که شاعران در صورت ناخرسندی می‏توانستند با پناه بردن به رقیب سلطان و یا بهره‏مندی از ابزاری چون هجو، دستگاه حاکم را به رعایت حقوق خویش وادارند، در حالیکه خوشنویسان از حربه‏هایی این چنین کم‏بهره بودند. دیگر این که ادیبان معمولاً باسوادتر و تحصیل‏کرده‏‏تر از خوشنویسان بوده‏اند و چون اطلاعاتِ منظم‏تری داشتند، گاه می‏توانستند نقش مشاور را نیز ایفا کنند و همچنین با مدح و ستایش پادشاهان،حاکمان و امیران،  سبب ماندگاری نام ممدوحان خویش گردند.

ناگفته پیداست که بسیاری از شاعران، خوشنویس و بسیاری از خوشنویسان و کاتبان نیز دستی در شعر و ادبیات داشته‏اند.[iv] برای نمونه در سدۀ پنجم، اسدی توسی (ف 465) گرشاسبنامه‏ای سروده که پس از شاهنامۀ فردوسی از زیباترین حماسه‏های ملی ایران است و نیز با نگارش «لغت فرس» نخستین فرهنگ فارسی به فارسی را تدوین کرده و در باب کتابت نیز، کتاب «الابنیه عن حقایق الادویه»[v] را به خط زیبای کوفی پیرآموز تحریر کرده است.

از دورۀ تیموری، نهاد کتابخانه، به عنوان محلی برای گردآمدن هنرمندان برای تهیۀ مرقعات و نسخه‏های نفیس، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. خوشنویس، نگارگر، مذهِّب، ورّاق، جدول‏کش، صحّاف و بسیاری دیگر در کنار یکدیگر به اجرای گروهی یک اثر که همانا مرقع یا نسخه‏ای گرانسنگ بوده می‏پرداختند. در آن ساختار یکی از سرآمدان هنر از سوی پادشاه به سمت ریاست کتابخانه سرافراز می‏گردید تا بر گردآوری و نگهداریِ نسخه‏ها و چگونگی اجرای طرحهای کلان هنری نظارت نماید. از سدۀ نهم تا دوازدهم این افتخار نصیب برخی خوشنویسانِ شاعر همچون جعفر تبریزی (بایسنغری) گردید و گاه نیز نگارگران شاعری چون صادقی بیک افشار. این نکته نیز در پیوند ادیبان و خوشنویسان تأثیر بسزایی داشته است. با مطالعۀ تذکره‏های خطاطان که اغلب به خوشنویسان سدۀ هفتم به بعد پرداخته‏اند درمی‏یابیم که چون بیشتر کاتبان و خوشنویسان، شبانه‏روز با متون نوشتاری و غالباً ادبی سروکار داشته‏اند، دست کم به جهت تفنّن و تفریح به سرایش ابیاتی می‏پرداختند، چنانکه پس از شرح احوال بسیاری از خوشنویسان، نمونه‏هایی از سروده‏هایشان نیز نقل شده است و همچنین در تذکره‏های شاعران به ویژه از سدۀ نهم تا یازدهم، به خوش خطی بسیاری از سخنوران اشاره شده است6 .

3- اشتغال و کاربردهای ادبیات و خوشنویسی

شعر سبک خراسانی تماماً و سبک عراقی تا اندازۀ بسیار به دربار و حاکمان وابسته بوده و از سبک وقوع (سدۀ دهم) به بعد جنبه‏های مردمی شعر افزایش می‏یابد تا در دورۀ مشروطه کاملاً مردمی می‏شود. ناگفته پیداست که در حیطۀ شعر و ادبیات، سخنوران متوسط به سختی بازار کار مناسب می‏یافتند. چون قدرت حاکم خریدار ایشان نبوده است، ناچار بوده‏اند تا زندگی را از راه تدریس و مشاغل جانبی بگذرانند.

در خوشنویسی، گروهی از هنرمندان حرفه‏ای به کتابت نسخه‏های ارزشمند و پدید آوردن کتیبه‏های ماندگار، همزمان با وابستگی به دربار و اهل دولت اشتغال داشتند. به موازات آن گروه دیگری از کاتبان برای از میان بردن نیاز اجتماع به کتابت نسخه‏های خطیِ کاربردی و به عبارتی تولید کتاب مشغول بودند و به گمان بسیار اوضاع معیشتی کاتبان درجۀ دوم بهتراز شاعران همطرازشان بوده است.

خوشنویسان حرفه‏ای تا سدۀ هشتم بیشتر در بغداد گرد آمده‏اند که مرکز حکومت عباسیان بود. پس از آن در دورۀ تیموری در هرات، دورۀ صفوی در تبریز و قزوین و بیش از آن در اصفهان و از دورۀ قاجار در تهران و در حمایت اهل قدرت زیسته‏اند؛ چرا که هزینه‏های فراوان تهیه و تولید نسخه‏های نفیس و مرقعات (از جمله: کاغذ، رنگ، طلا، نقره، چرم و…) و دستمزدهای استادکاران، نیازمند حمایت خزانۀ شاهی و حامیان متمول بوده است؛ اما کاتبان درجۀ دو و سه، در تمامی شهرها و حتی گاه قصبه‏ها، بنابر نیاز جامعه به کتابت و در نتیجه امرار معاش، مشغول بوده‏اند.

در نیمۀ نخست سدۀ سیزدهم با ورود و رواج چاپ در ایران، قطعه‏نویسی و نیز سیاه‏مشق‏نویسی به اوج اعتبار رسید. می‏دانیم که پیشینۀ قطعه‏نویسی به دورۀ تیموری و پیش از آن می‏رسد. سیاه‏مشق‏نویسی در خط نستعلیق نیز اگر چه از سدۀ یازدهم هجری آغاز گردید، در نیمۀ دوم سدۀ سیزدهم فرازی سزاوار یافت. خوشنویسان در پاسخ به حضورِ صنعت چاپ، بیش از پیش به سیاه‏مشق‏نویسی که کاربردی گوناگون بشمار می‏رفت، علاقه‏مند گشتند و با این حرکت ضمن شناخت ابعاد تازه‏ای در خوشنویسی، مخاطبان و خریداران دیگری را شناسایی کردند.

با گسترش چاپ، اتفاق حیرت‏انگیزی صورت گرفت. خوشنویسانی که با ورود چاپ و از میان رفتن بازار کتابتِ نسخه‏های خطی، تا اندازه‏ای سردرگم گردیده بودند، بر آن شدند که از این صنعت نیز به سودِ خط و خوشنویسی بهره‏مند گردند به این قرار که گروهی به کتابت کتاب‏های چاپ سنگی اشتغال یافتند و گروهی نیز به چاپ و انتشار آثار و قطعه‏های خود از طریق همان صنعت پرداختند. در دهه‏های اخیر نیز گروهی از خوشنویسان بسان سنّت هزار ساله به کتابت آثار ادبی و چاپ و انتشار آنها اشتغال دارند و گروه دیگر به آفرینش و عرضۀ قطعه‏هایی به شکل تابلو در نمایشگاه‏های انفرادی و گروهی می‏پردازند.

دورۀ حمایت مراکز قدرت از شاعران در اواخر دورۀ قاجار به پایان رسید و در سدۀ اخیر، سخنوران در کنار انتشار آثار خویش به فعالیت‏های سیاسی، اجتماعی، آموزشی و پژوهشی می‏پردازند و خوشنویسان نیز با اندکی تاخیر به همین سرنوشت دچار شدند.

4- ادوار اوج همگامی ادبیات و خوشنویسی

همان گونه که رودکی (ف. 329 ق.) را پدر شعر فارسی نامیده‏اند، از سال‏ها پیش پیشنهاد کرده‏ام تا ابن‏مقله (ف. 328 ق.) را نیز پدر خوشنویسی ایرانی بنامیم؛ چرا که در بیشتر منابع، پس از اشاره به خاستگاهِ خط، خوشنویسان صدر اسلام و پیشوایانی چون علی (ع)، موج پیدایش خطوط ششگانه را از خط کوفی به ابن‏مقله نسبت داده‏اند.

بزرگترین سخنور پس از رودکی، فردوسی (ف. 411 ق.) است که همزمان با علی‏بن‏هلال مشهور به ابن‏بوّاب (ف. 413 ق.) است که تلاشهای ابن‏مقله را به سامان‏تر کرده است.

در سدۀ هفتم و هشتم که از دوره‏های اوج شکوفایی شعر و خاصه غزل در شیراز است، سخنورانی چون سعدی، خواجو و حافظ به ظهور رسیدند. در همین عصر، خوشنویسی نیز در بغداد به دست استادانی چون یاقوت و شاگردانش که برخی ایرانی بوده‏اند و نیز احمد بن سهروردی به اوج شکوفایی رسید. در آن دوره همگام با شیراز، شعر فارسی در قونیه (توسط مولانا) و در دهلی (توسط امیرخسرو و حسن دهلوی) نیز گسترش یافت و مرزهای جغرافیاییِ ایرانِ آن روزگار را در‏نوردید. گفتنی است که ادبیات فارسی تا هر شهر و کشوری که گسترش یافته، شناسنامۀ ایرانی خود را حفظ کرده است. اما داستان خوشنویسی چنین نیست زیرا هر زمان که خوشنویسان ایرانی، کتاب یا کتیبه‏ای را در خارج از مرزهای ایران به زبانی جز فارسی رقم زده‏اند، همسایگانمان آن آثار را مصادرۀ به مطلوب کرده و از آنِ خود پنداشته‏اند. هنرورانی چون ابن‏مقله، یحیی جمالی صوفی و احمد بن سهروردی از این جمله‏اند.

از جمله دوره‏های شکوفایی خطوط ششگانه سدۀ هفتم و اوایل هشتم بوده است. در همین دوره با وجود ستم‏ و جنایت‏های مغولان و آشفتگی در حکومت محلی، یکی از دوره‏های پربار شعر فارسی نیز در شیراز رقم خورده است. شیراز سدۀ هفتم و هشتم به جهت محفوظ ماندن از حملۀ مغولان، در زمینۀ شعر و تولید نسخه‏های خطی امتیاز ویژه‏ای یافته است

سدۀ نهم نیز با حضور شاعران بزرگی چون جامی و خوشنویسانی چون جعفر تبریزی و سلطان علی مشهدی از دوره‏های اوج همگامی ادبیات و خوشنویسی به‏شمار می‏رود. در دورۀ صفوی همزمان با شاعرانی چون: طالب آملی، کلیم همدانی و صائب تبریزی، خط نستعلیق به قلم میرعماد و شاگردانش، علی‏رضای تبریزی (عباسی)، خلیل‏الله و محمدحسین کشمیری در ایران و هندوستان به اوج زیبایی و ظرافت رسید. گفتنی است که عثمانیان نیز از سبکِ میرعماد استقبال فراوان کردند و برخی از پیروان و مقلدان عثمانیِ وی به عیار شاگردان طراز اول میرعماد (همچون عبدالرشید و عبدالجبار) نایل گردیدند.

در دورۀ بازگشت ادبی (نیمۀ دوم سدۀ دوازدهم و سدۀ سیزدهم هجری) شاعران به تقلید از استادان بزرگ سبک خراسانی و عراقی علاقه‏مند شدند و ادبیات وارد دورۀ تقلید و تکرار گردید. همگام با ادبیات، خوشنویسی نیز به ویژه در خط نسخ، نستعلیق و شکستۀ نستعلیق دچار تقلید و تکرار گردید. بیشتر خوشنویسان دورۀ قاجار، استادانی چون احمد نی‏ریزی، میرعماد و عبدالمجید طالقانی را الگوی عالی خود پنداشته و به جای ادامۀ نوآوری‏های لازم به نقل و گاه جعل آثار استادان یاد شده پرداختند. در دورۀ فتحعلی‏شاه و ناصرالدین شاه قاجار همگامی تنگاتنگ شعر و خوشنویسی، بیشتر در تکرار و تقلید از پیشینیان خلاصه می‏شود. گونه‏ای باستانگرایی سبب شد تا هنرمندانی چون عباس نوری و اسدالله شیرازی را به نقلِ آثار میرعماد تشویق کنند همان‏گونه که فتحعلی‏خان صبا، فروغی بسطامی، قاآنی شیرازی و بسیاری از دیگر سخنوران را نیز به تقلید از فردوسی و حافظ و سعدی واداشتند.

5- قالب‏های شعر و خوشنویسی

خط کوفی تا سده‏های چهارم و پنجم هجری در تمام عرصه‏ها از کتابت و کتیبه تا سکّه‏ها و ظروف به کار می‏رفت و اندک اندک از سدۀ چهارم به بعد با رواج دیگر خطوط گویی تقسیم وظایف بهتر و درست‏تری در کتابت و خوشنویسی صورت گرفت. خط نسخ از سدۀ چهارم، عرصۀ نسخه‏های خطی را از آن خود کرد تا این که با پیدایش خط نستعلیق در سدۀ هشتم این عرصه به دو بخش کتاب‏های دینی و ادبی تقسیم گردید و نستعلیق وظیفۀ تحریر آثارِ فارسی و خاصه ادبی را بر عهده گرفت. نیک پیداست که تقسیم‏بندی یادشده، حاصل تکامل مناسبی بوده است.

در شعر سدۀ سوم تا پنجم قصیده، میدان سخن را در اختیار داشت و قالب‏های غزل و مثنوی تا اندازه‏ای در حاشیه قرار داشتند. مثنوی با همان حرکت تکاملی و به آهستگی تا هزار سال پس از آن، جایگاه خود را حفظ کرد. غزل اندک اندک از سدۀ ششم جایگزین قصیده شد و از سدۀ هفتم تاکنون، مقبول‏ترین قالب شعر بوده است.

قالب‏های رایج در شعر و خوشنویسی را از منظرهای گوناگون می‏توان مقایسه کرد:

خط کوفی و ثلث از نظر قدمت، استواری و وابستگی به مراکز قدرت و دستگاه حاکم، به قصیده شباهت دارد.

اندک بودن سرعت نوشتاری خط کوفی و نیز اندک بودن خوانایی آن سبب شد تا خط نسخ جایگزین آن گردد. قالب قصیده نیز از نظر دشواری در سرایش، محدودیت در موضوع، قافیه و ردیف، جای خود را به قالب‏های مثنوی و غزل داد.

خطِ نسخ ویژگی‏های آشکاری دارد از جمله نرمی و یکنواختی حروف و کلمات، خوانایی و کاربرد گسترده و دراز مدت در کتابت. مثنوی در عمر هزار سالۀ خود وظایفی بر عهده داشته که مهم‏ترین آن بیان داستانها و روایات طولانی است. خط نسخ و قالب مثنوی از منظر دیگری چون سهولت و روانی در کاربرد نیز شباهت دارند.

خط نسخ زیبایی و جذابیت خط نستعلیق و شکستۀ نستعلیق را ندارد و همچنین قالب مثنوی نیز زیبایی و شگفتی غزل را ندارد.

غزل، محتوایی عاشقانه و عارفانه دارد و شاعر ابزار بسیاری چون تنوع وزن، قافیه، ردیف و آرایه‏های لفظی و معنایی را در اختیار دارد تا احساساتِ خویش را بیان کند. از این نظرگاه غزل با خط نستعلیق و شکستۀ نستعلیق همانندی دارد. در خط نستعلیق و شکستۀ آن نیز، هنرمند امکانات گوناگونی همچون: ترکیب در حروف و کلمات، تنوع در کشیده‏نویسی و کرسی را برایِ بیان شور و شیفتگیِ خود در دست دارد.

سرایش «بیت» که «مفرد» نیز خوانده شده از سدۀ یازدهم و در سبک هندی به استقلال و اهمیت ویژه‏ای رسید و گاه سرایش مفرداتی چند، سبب شهرت و جاودانگی شاعری شده است، همانند نظیری نیشابوری که این بیتش بر سر زبان‏ها افتاده و شهره شده است:

درس ادیب اگر بود زمزمۀ محبّتی/ جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را

ادامۀ مقاله در روزهای بعد آپلود خواهد شد.

1- گونه‏هایی از خط میخی همچون میخی ایرانی. خوشبختانه آقای دکتر مجیدزاده و همکارانشان در کاوشهای باستانشناسی در کنار صندل جیرفت به نمونه‏های بسیار کهن‏تری از خطوط آغازین دست یافته‏اند.

2- در این اثر ادوارد فیتزجرالد (1883-1809 م.) یکصد و یک رباعی را به صورت آزاد به انگلیسی ترجمه کرده است.

3- همچون مجمع‏النوادر یا چهار مقالۀ نظامی عروضی سمرقندی که در آن چهار گروه: دبیران، شاعران، منجمان و طبیبان مطرح شده‏اند.

4- صدها تن از جمله ابن بواب، اسدی توسی، سلطان علی مشهدی، عبدالمجید درویش، والۀ اصفهانی و وصال شیرازی. نگارنده پژوهش گسترده‏ای را در این باب در دست دارد که در آن شمار بسیاری از خوشنویسانِ شاعر و شاعرانِ خوشنویس شناسایی شده‏اند.

5- از ابومنصور موفق هروی. این کتاب را نخستین کتاب علمی فارسی دانسته‏اند که دارای تاریخ تحریر 447 ق. است و اکنون در کتابخانۀ وین نگهداری می‏شود و برای دومین بار با مقدمۀ استاد ایرج افشار در دست انتشار است.

6- همچون مجالس النفایس، تحفۀ سامی و مجمع الخواص.

7- نگارنده پژوهش گسترده‏ای را در این باره در دست دارد که امیدوارم پیشتر از عمر به پایان رسد.

آداب خوشنویسی

Your Content

 

نیز پیامبر گرامی اسلام «ص» فرموده اند: «نیه المومن خیر من عمله»؛ نیت و جنبش درونی مومن از رفتار و عمل او ارزشمندتر است.

 

 

آداب خوشنویسی ( احمدعلی باروتی )
برخي از آداب خوشننويسي كه رعايت ان بر تمامي سالكين طريق خوشنويسي لازم است
 

1-خلوص نیت:

نخستین آداب مربوط به معلم و شاگرد، «خلوص نیت» است، بدین معنی که هیچ گونه شوائب انتفاعی و مادی را با این هدف مقدس و الهی نیامیزند، زیرا ارزش عمل، به قصد و نیت بستگی دارد.

قرآن می فرماید: «در آیین داری، خداوند را با خلوص نیت بندگی کن.»

و

2-تمرین و یادگیری مداوم معلم و شاگرد:

معلم و شاگرد نباید از یادگیری ودریافت فیض از دیگران خود را محروم سازند وعناوینی همچون مقام و منصب، شهرت، دینداری، سن و … نباید در راه یادگیری از کوچکترها و افراد پایین تر از خود مانع گردند.

پیامبر اسلام «ص» می فرماید: «حکمت و دانش، گمشده ی افراد باایمان است.»

سعید بن جبیر گوید: «انسان تا وقتی که در تعلم و دانش آموختن کوشا باشد، همواره عالم و دانشمند است.»

 

تست

Your Content
Read More

3-ویژگی های اخلاقی:

همان گونه که استاد، جهات جسمانی، عقلانی و هنری شاگردان را پرورش می دهد؛ مربی رو ح آنها نیز باید باشد. رفتار مربی، در واقع الگوی اخلاقی شاگردان است، چنان که گفته اند:

«دوصد گفته چون نیم کردار نیست»

مهمترین خصوصیاتی که یک مربی باید آن را حائز باشد، عبارتند از:

الف.نشاط و محبت و نرمش:

مربی نباید سخت دل،سختگیر و دل مرده باشد، زیرا در این صورت حس گریز شاگرد را بر می انگیزد.

در مجلس خود راه مده همچو منی را

کافسرده دل، افسرده کند انجمنی را

از سوی دیگر نرمش بیش از حد، شخص را زبون و ضعیف النفس جلوه میدهد.

نرمی زحد مبر که چو دندان مار ریخت

هر طفل نی سوار ، زند تازیانه اش

ب.ضبط نفس و خویشتن داری:

برخی از حوادث و رفتاری که مطلوب مربی نیست، نباید موجب خشم و تندخویی وی گردد، زیرا این امر سبب به هدر رفتن وقت، مشغولیت ذهن و در نهایت قهر و خود را از ادامه کار، کنار کشیدن است.

ج.احترام به آداب ملی و دینی:

هنرجویان بخشی از اجتماع اند، و مربی باید مصالح اجتماع را مدنظر داشته باشد و آداب ملی و مذهبی جامعه را محترم بشمارد.

د.سعی و تلاش در انجام وظیفه:

رسالت بزرگ مربی ایجاب می کند که مربی در حد توان تلاش کند و وظیفه تعلیم را با شوق و رغبت دنبال نماید:

«تا شوی از جمله ی عالم عزیز

جهد تو می باید و توفیق نیز»

4.تواضع و فروتنی:

مربی نباید نسبت به شاگردان خود، رفتاری شکوهمندانه و بزرگ مابانه داشته باشد، بلکه باید متواضع و فروتن باشد.

رسول خدا «ص» فرمود: «خداوند متعال به من وحی نمود – که به شما اعلام کنم تا – تواضع و فروتنی را پیشه خود سازید.»

و نیز فرمود: «نسبت به کسی که به وی علم را می آموزید و یا از او علم را فرا می گیرید، نرم و ملایم باشید.» و شایسته است که تمام شاگردان را به ویژه  شاگردان فاضل وبرجسته را با محبوبترین نام ها و القاب مورد خطاب قرار دهد. زیرا مربی با این کا به آنها شخصیت و وقار می بخشد.

امام صادق «ع» می فرماید: «نسبت به دانش آموزان خود تواضع کنید و نسبت به استاد خود فروتن باشید و از علماء متکبر نباشید که رفتار باطلتان حق شما را ضایع می کند.»

5.تشویق و ترغیب:

معروف ترین قانونی که اسلام، معلمان و مربیان را بدان دعوت فرموده تا د راه پیشبرد هدف های تعلیم و تربیت از آن بهره برداری کنند قانون «تشویق» است.

شهید ثانی گوید: «فایده تشویق و تقدیر این است که موجب نشاط و شادابی شاگرد در امر تحصیل می شود و موجب می گرد که بیش از پیش در انجام وظایف خویش کوشا باشد.»

6.استفاده از بهترین روش برای تدریس:

مربی باید روشی را در تدریس انتخاب کند که تعلیم وی به آسان ترین وجه، قابل فهم گردد. او باید خوش ترین و دلچسب ترین واژه ها را به کار گیرد و بیانش آرام و روشنگر باشد و از یادگیری شاگردان اطمینان حاصل کند.

مسیر او در تدریس باید: از آسان به مشکل، از بسیط به مرکب، از محسوس به معقول و از عملی به نظری باشد.

7.نظم و انضباط:

مربی باید بداند که: زبان حال او از لسان مقال او، موثرتراست. یعنی اگر مربی به وظایف خود آشنا باشد و نظم و ترتیب رادر آمد و رفت و تدریس بکار گیرد، با عملش در اطوار و رفتار و گفتار شاگردان، دگرگونی ایجاد می کند و با عوام مخل برخورد مناسب خواهد داشت.

8.شکر و تقدیر:

شکر آن است که: نعمت را منعم بداند و از جانب او خشنود بوده و به حمد خدا بپردازد و نعمت را در راه اطاعت منعمش بکار برد.

معرف نعمت منعم آن است که شخص بداند؛ همه نعمت ها از جانب خداست و واسطه های نعمت و فیض را – که آنها هم از جانب خداست، احترام بگذارد.

«من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» کسی از انعام و لطف مخلوق تشکر نکند، شکر نعمت خالق را به جای نیاورده است. در تورات نوشته شده:«از کسی که به تو انعام می کند سپاسگزاری کن، و به کسی که شاکر تست، انعام نما؛ چه آن که نعمت ها بر اثر سپاسگزاری، پایدار می ماند و بر اثر کفران نابود می گردد.

تقدیر، آن است که حداقل به اندازه انعام و اکرام و تعلیم و … از صاحب آن تشکر کنی، و این تشکر سه مرتبه دارد: تشکر عملی، تشکر لسانی و حداقل آن تشکر قلبی است.

حضرت سجاد «ع» می فرماید: «خدای متعال هرقلب شکسته و بنده شاکر را دوست می دارد، خدای متعال فردای قیامت به بنده ای از بندگان خود می فرماید : آیا از فلانی سپاسگزاری نمودی؟ عرض می کند: به عوض او از تو شکرگزاری نمودم،می فرماید: «از من هم سپاسگزاری نکردی، چون از او شکرگذاری نکردی.»

سپس فرمود: سپاسگزارترین شما از خدای تعالی کسی است که از مردم بهتر شکرگذاری کند.

9.رعایت حقوق استاد:

امیرالمومنین علی «ع» می فرماید: «ازجمله حقوق عالم این است که: از او زیاد نپرسی و جامه اش نگیری و چون بر او وارد شدی و گروهی نزد او بودند،به همه سلام کن و او را نزد آنها به تحیت مخصوص گردان؛ مقابلش بنشین و پشت سرش منشین، چشمک نزن، با دست اشاره مکن، پرگوئی مکن که فلانی و فلانی بر خلاف نظر او چنین گفته اند و از زیادی مجالسش دلتنگ مشو، زیرا مثل عالم، مثل درخت خرماست؛باید در انتظار باشی تا چیزی از آن برتو فرو ریزد.

قدر استاد نکو دانستن

حیف،استاد به من یاد نداد

حداقل حقوق استاد بر تو این است که: یاد استاد را در ذهن و دراجتماع زنده نگه داری، اگر زنده است برای او دعای خیر، و اگر مرحوم است، برایش استغفار کنی.

پی نوشت ها:

1.قرآن مجید، سوره زمر، آیه 2

2.منیه المرید، ص 58، الحکمه ضاله المومن

3.ان ا… اوحی الی ان تواضعوا-اسلام و تعلیم و تربیت، صفحه 172

4.لینوالمن تعلمونه و لمن تتعلمون منه منیه المرید، صفحه 66

5.اصول کافی، ج 1، صفحه 44

6.اخلاق حسنه؛ فیض کاشانی، ص 157

7.اخلاق حسنه؛ فیض کاشانی، صفحه 164

8. اخلاق حسنه؛ فیض کاشانی، صفحه 165

9.اصول کافی – ج 1، صفحه 46

کلک دیرین ،شماره دوم